آریا عظیمی نژاد: درایران فرق زیادی بین خواننده معروف و خواننده توانا وجود دارد

آریا عظیمی نژاد: درایران فرق زیادی بین خواننده معروف و خواننده توانا وجود دارد

موسیقی ما – آهنگسازی برای سریال های تلویزیونی عمده ترین بخش کارنامه کاری او را تشکیل می دهد. در بین دهها سریالی که برای آنها آهنگ ساخته است نام های خاطره انگیزی نظیر «خانه ما»، «او یک فرشته بود»، «آخرین گناه»، «پریدخت»، «روز حسرت»، «جراحت» و «دودکش» و... دیده می شود. هر زمان هم که پا به موسیقی فیلم های سینمایی بگذارد با «عروس خوش قدم»، «میم مثل مادر»، «نقاب»، «همیشه پای یک زن در میان است»، «طلا و مس» و «زندگی خصوصی» و... خاطره سازی می کند. سال گذشته و در اولین جشن سالانه «موسیقی ما» هم موفق به کسب تندیس طلایی بهترین قطعه موسیقی تلفیقی برای قطعه «عزای عالم» شد. «آریا عظیمی نژاد» موزیسین بی حاشیه ای است که کمتر حاضر به گفتگو می شود. شاید در سال بیشتر یک یا دو مصاحبه از او در رسانه ها منتشر نشود. اما این بار یک گپ و گفت و مفصل را با وی تدارک دیدیم. محور اصلی سوالات ما بر سریال «پایتخت» یک تا سه و تمامی سریال های نوروزی چند سال اخیر بود. سریالهایی که پشت سر هم قرار داشتند اما عظیمی نژاد باز هم توانست در هر کدام نظرات مثبت زیادی را به سمت خود جلب کند. در این بین از دنیای موسیقی پاپ و یادداشت اعتراضی او درباره جشنواره فجر سال گذشته و البته دومین جشن سالانه «موسیقی ما» هم صحبت به میان آمد. گفتگوی مفصل سایت «موسیقی ما» با آریا عظیمی نژاد در ادامه پیش روی شما قرار داد که پیشنهاد می کنیم تا پایان بخوانید:
  *چرا در سال 89 و برای آهنگسازی سریال «چاردیواری» از موسیقی نواحی استفاده کردید؟ اتفاقی که در آهنگسازی های گذشته شما تا این حد دیده نمی شد. اگر دقت کرده باشید در سریال های قبلی مثل «او یک فرشته بود» این جنس موسیقی با غلظت کمترى وجود داشت. من در آن سریال از حضور خانم «پروین کاکس» استفاده کردم که در ایران به نام «پروین عالی پور» شناخته می شوند. از خواننده های خیلی خوب بختیاری هستند که از صدای ایشان به گونه ای متفاوت استفاده کردم. یا از موسیقی آقای «شوآن پرور» که از موزیسین های خوب کردستان ترکیه است بهره بردیم. این دغدغه همیشه وجود داشته زیرا موسیقی نواحی ایران و جهان خلوصی دارد که موسیقی های ما و خصوصا موسیقی های ردیفی و سنتی از آن فاصله گرفته اند. موسیقی سنتی ما انگار که شهری شده است. موسیقی نواحى همسو با ریتم طبیعت است و در تمامی ابعاد زندگی روزمره مردم آن نواحی دخیل است. این دغدغه من در کارهای مختلف کمرنگ و پررنگ شده است زیرا دوست دارم که در برخی از کارها فرم عوض کنم. از سریال «چاردیواری» بهره گیری از این موسیقی در کار من پررنگ ترشد. آنجا کار طنز داشتیم و به دنبال یک المان متفاوت بودم. موسیقی آن سریال از «سُرنا» و «دهل» آغاز شد و به سازهای دیگر بسط و گسترش پیدا کرد.
  *موسیقی آن سریال سازبندی متنوعی داشت و از طرفی هم داستان فیلم هم کاملا شهری و همسو با زندگی روتین مردم یک شهر بزرگ بود. همخوانی بین این دو مورد متفاوت را چگونه ایجاد کردید؟ احساس من نسبت به شخصیت های داستان این بود که هر کدام از یک جا آمده اند. این مساله فقط در مورد تهران نیست و کلان شهرهاى دنیا ادغامی از 72 ملت هستند. همین مساله یک دستاویزی شد که شخصیت های داستانی ما شکل بگیرند و محدودیتی برای این جنس موسیقی قرار ندهم و بازتر به آن نگاه كنم.
  *هنرمندان اگر قرار باشد برای طیف گسترده ای از جامعه یا مردم عامه آثار موسیقایی تولید کنند معمولا از تکلف های آن کم می کنند. شما هم برای آن سریال چنین کاری انجام دادید؟ هیچ وقت موسیقی را ساده نمی انگارم زیرا من همیشه موسیقی را در سادگى آن می پسندم. یعنی دوست دارم موسیقی دارای سادگی باشد و پیچیدگی های بیش از اندازه موسیقی مورد پسند من نیست. دوست دارم پیچیدگی ها باطنی باشد تا اینکه پیچیدگی های تکنیک موسیقی را به کار بگیرم. کارهایی که تا کنون ساخته ام خیلی درگیر پیچیدگی های آنچنانی موسیقی، که برخی از دوستان به آن دچار شده اند، نیستند. نوع و نگاه من اصلا اینطور نیست.
  *اینجا یک مرز باریک با ساده پروری و ساده انگاری در موسیقی به وجود می آید. قطعا همینطور است و اصلا بحث ساده انگارى موسیقی نیست. بحث نگاه ساده به هارمونی و اجزای موسیقی است و نمی خواهم یک اثر سهل الوصول داشته باشم. موسیقی یک کار جدی است و جدى تر از آن چیزى سراغ ندارم.
  *اگر موسیقی چاردیواری با استقبال رو به رو نمی شد در سال بعد برای پروژه «پایتخت 1» و سریال «چک برگشتی» باز هم به سراغ موسیقی نواحی می رفتید؟ اگر به کاری شک داشته باشم آن را انجام نمی دهم. وقتی که خالق اثر در ابتدا شروع به کار می کند می داند که چه اتفاقی رخ خواهد داد و اگر متوجه نباشد به بیراهه مى رود. از ابتدا می دانستم که موسیقی نواحی در سریال تلویزیونی جواب می دهد زیرا موسیقی است که ریشه در همه ما دارد. چه آدمی که برای آن ناحیه است و بسیار ارتباط برقرار می کند. اگر کسی برای آن ناحیه هم نباشد باز رگه هایی در موسیقی را می شنود که با سنت ما کاملا عجین است. مطمئن بودم که درست می شود و هنوز هم به آن ایمان دارم.
  *به سال 90 برویم و اینکه پروژه موسیقی سریال پایتخت 1 چگونه شکل گرفت؟ زمانی که قالب و استخوان بندی فیلمنامه مشخص شد با «محسن تنابنده» و سیروس مقدم گفتگویی داشتیم که این خانواده اصلا باید اهل کجا باشند. موسیقی خیلی مهم بود و این نشان می داد که برای سازندگان سریال چقدر اهمیت دارد که بتوانند یک موسیقی خوبی را برای کار خود انتخاب کنند. وقتی که با هم مشورت کردیم من پیشنهاد سیستان و بلوچستان و همین علی آباد کتول را ارائه کردم. اعتقاد داشتم که به این دو موسیقی خیلی کم پرداخته شده است زیرا فقط موسیقی علی آباد کتول را فقط کسانی می شناختند که تخصص موسیقی نواحی دارند. این شاخه با موسیقی مازندرانی تفاوت های زیادی دارد و بخشی از موسیقی کتولی است. مسائلی نظیر ساده بودن لهجه براى بازیگران و بعد مسافت را هم در نظر گرفتیم و منطقه علی آباد انتخاب شد.
  *خودتان اصالتا برای آن منطقه هستید که این پیشنهاد را عنوان کردید؟ خیر. این نظر من برگرفته از یک داستانى طولانى است که بخش هایی از آن برای خودم هم مجهول است! پدر بزرگ من حدودا سال پیش از انقلاب زمین های زیادی در دشت «ترکمن» خریداری کرده بود. با اینکه خودش آنجا سکونت نداشت و تاجر آهن بود ولی این کار را انجام مى داد. این زمین ها در فاصله 30 کیلومتری علی آباد كتول واقع در دشت تركمن است. رفت و آمدهای ما باعث شد که من هم آشنایی خوبی با آن منطقه پیدا کنم. من آن زمان دوتار نوازی ترکمن را خیلی دوست داشتم و اگر قطعه «شکایت هجران» را شنیده باشید برداشتی از یک گام تمام پرده ای است که ترکمن ها استفاده می کنند. وقتی که صحبت پایتخت 1 شد این ذهنیت با معرفی هنرمندان برجسته علی آباد کتول توسط آقای «هوشنگ جاوید» قوت گرفت. بسیار نوازندگان چیره دست و با حس و حالی هستند که در برخی سکانس های حسی با نی هفت بند و دوتار و آواز بی نظیر ظاهر شدند.  
**آقای سیروس مقدم به عنوان هِد فامیل دیگر برای من یک شخص متفاوت است!**

 
*در تیتراژ سه گانه پایتخت اسامی نوازندگانی نظیر استاد «خالو قنبر راستگو» و استاد «اسحاقی» دیده می شد. همه این افراد توسط «هوشنگ جاوید» به شما معرفی شدند؟ بله. نام این افراد برای آنها که شنونده حرفه ای موسیقی نواحی نیستند آشنا نیست. این افراد اساتید بی بدیلى هستند که از دست دادن ایشان فقدان بزرگی خواهد بود. استاد «اسحاقی» از مازندران، آقای «خالوقنبر راستگو» یا «غلام مارگیری» از اساتید یکی از روستاهای اطراف میناب هستند که نمونه های آنها پیدا نمی شود. بار موسیقی نواحی ایران بر دوش این افراد و اساتید دیگر است.
  *در حین تولید این پروژه به علی آباد هم سفر می کردید؟ تمامی موسیقی پایتخت ها در سفر و با یک استودیو سیار ضبط شد. با یک استودیو مجهز و صدابردار به نقاط مختلف سفر کردیم. یکی از مشکلات ما در موسیقی نواحی این است که نسخه های اصلی و اولیه قطعات که ضبط شده است بسیار بد کیفیت هستند. این کیفیت بد باعث می شود که قابل استفاده نباشند و درست هم نیست که از آثار صاحبان آنها بدون اجازه استفاده شود. بخشی هم در مورد لایه لایه بودن موسیقی است که بشود آنها را به موسیقی فیلم تبدیل کرد.
  *در پایتخت 1 ملودی ها و قطعاتی را شنیدیم که به نوعی پایه آهنگسازی دو سری بعد این سریال بودند. آن قطعات تماما برگرفته از ملودی های قدیمی بود یا اینکه خودتان هم قطعاتی را نوشته بودید؟ اکثریت قطعات براساس موسیقی علی آباد کتول شکل گرفت و برخی از آنها هم با دخل و تصرف همراه بود كه تم  پایتخت شكل گرفت. یک شناسنامه موسیقایی احتیاج داشتیم که در تمامی پایتخت ها جاری باشد و زنجیر اتصال همه موسیقی های ما باشد. حتی اگر این خانواده یک روز به آفریقا هم می رفتند از همین زنجیر و پایه استفاده می شد! کما اینکه در پایتخت 3 نقاط مشترک بین موسیقی چین و علی آباد دیده می شد.
  * زمانی که شما در سریال چاردیواری آن نوع موسیقی را به کار بردید در عین استقبال خوب، انتقادات و موضع گیری هایی هم وجود داشت. برای سریال چک برگشتی هراس نداشتید که مخاطب فکر کند شما به اجبار، موسیقی نواحی را به او القا می کنید؟ نقطه مشترک من و آقای مقدم این است که دست روی چیزهایی می گذاریم که عقبه و سابقه تاریخی دارند. به همین دلیل مطمئن بودیم این موسیقی چون ریشه در تک تک مخاطبان دارد باز هم اکثریت را راضی خواهد کرد. سریال چک برگشتی در یک ناكجا آباد  بود و باز شرایط براى گذار به چند ناحیه فراهم بود. اصولا ابتدایى ترین فكر در موسیقى هم خوانى با لوكیشن فیلم است كه به نظر من باید این كلیشه ها را شكست.
  *در طول این مدت شما برای سریال های ژانر جدی این کارگردان هم موسیقی ساختید که همگی ارکسترال یا الکترونیک و با سازهای غربی بودند. آیا موسیقی نواحی این امکان را دارد که در ژانر جدی یا حتی اکشن مثل سریال «دیوار» به کار گرفته شود؟ بله. من خودم آمادگی این کار را دارم و خیلی دوست دارم که بشود این اتفاق موسیقایی را در یک فضای جدی هم به کار بگیرم. این ژانر موسیقی کاملا جدی است اما به همان دلیل در جریان بودن زندگى در موسیقى نواحى از آن برای توصیف حالات مختلف  مى شود استفاده كرد. نگاه من کاملا جدی است و اتفاقا در حال کار بر روی یک فیلم سینمایی هستم و می خواهم موسیقی ترکمن را دست مایه آن قرار دهم.
  *دقیقا از اولین قسمت پایتخت 1 تا آخرین قسمت پایتخت 3 اعتراضات مردم مازندران به این سریال ادامه داشت. اما فکر می کنم تنها بخش سریال که مورد اعتراض قرار نگرفت موسیقی آن بود. این نظر شما در ادامه حرف قبلی من است. زیرا نگاه من به موسیقی طنز نیست و موسیقی خیلی جدی است. آن مازندرانی هایی که شکایت کردند همگی لایه های رویی سریال را دیدند. در حالی که موسیقی از لایه پس سریال حرف می زند و آن چیزی که هدف داستان است را موسیقی بیان می کند. هدف داستان کاملا این نیست که در لحظاتی همه بخندند و خوشحال باشند در پس آن شاهد اتفاقات مهمی هستیم. مثلا «نقی معمولی» و «بهبود فریبا» چشم دیدن همدیگر را ندارند ولی وقتی می فهمند که بهبود مریض است، دلدادگی عجیبی بین آنها ایجاد می شود. تفاوت پایتخت این است که مثل سریال های رایج تلویزیون شعار نمی دهد. موسیقی در سریال های پایتخت، کاملا لایه پشت را تعریف می کند كه یكى از مهمترین آنها انسجام خانواده است.
  *اگر سیروس مقدم پایتخت 4 را بسازد باز هم او را همراهی می کنید؟ کارگردان و تهیه کننده و عوامل تولید این سریال دیگر فامیل ما هستند! الان آقای سیروس مقدم به عنوان هِد فامیل دیگر برای من یک شخص متفاوت است! ایشان وقتی که احساس کنند شخصی نقطه مثبتی برای مجموعه اش خواهد بود و در جهت بهبود کار قدم برمی دارد  آن را حفظ می کند. وقتی که یک پروژه ای شروع می شود همه می دانیم که باید بهترین ها را ارائه کنیم و كار از حالت سفارش خارج می شود و به دغدغه شخصى بدل می شود.
  *پس از این سه مجموعه ه مورد توجه قرار گرفت و الان به پایان رسیده است می خواهم یک اعتراف خوب یا بد در مورد موسیقی آن داشته باشید. اعتراف مى كنم  افتخار من این است که موسیقی مملکت خودم را که نادیده گرفته می شود و کمرنگ شده است را به گوش همه مردم می رسانم. بدون شک این کار ضعف هایی دارد و من موسیقی پایتخت 3 را از دو قسمت قبلی آن کاملتر و پخته تر می بینم. اشتباهات خودم را بیشتر رفع کردم و خدا را شکر آنقدر فیدبک خوب داشت که الان به شما می گویم اعتراف من افتخار من است.
  **نوازندگانى در اركستر سمفونیک داریم که برای امرار معاش با وانت، بار جا به جا می کنند!**
  *بلافاصله بعد از جشنواره فیلم فجر یک یادداشت نسبتا تندی منتشر کردید و تا کنون درباره آن اظهار نظری انجام ندادید. الان می خواهم در مورد آن یادداشت برای اولین بار صحبت کنید. آن یادداشت فرصت خوبی بود زیرا من جزو نامزدهای موسیقی نبودم و راحت می توانستم حرف خودم را بیان کنم. در سالهای اول انقلاب جو بسته ای نسبت به موسیقی و هنرمند وجود داشت. نگاه مردم و جامعه سیاسی متحول شده، اینگونه بود که فکر می کردند تمامی هنرمندان افراد فاسد و گمراهی هستند که باید به راه راست هدایت شوند. حتی بازیگرانی دم تیغ بودند كه اکثریت آنها توانستند فعالیت خود را ادامه دهند. ولی نگاه به موسیقی درست نشد و هنوز خیلی از آدم ها هستند که موسیقی را فعل حرام می دانند. من در این شرایط بزرگ شدم و زمانی که موسیقی یاد می گرفتم خانواده به من می گفتند که در مدرسه و اماکن عمومی ساز زدن خودت را عنوان نکن. هم نسل های من و آهنگسازانی که اکنون در موسیقی فیلم هستند هم چنین مشکلاتی داشتند و همگی در یک سیستم بزرگ شدیم. از سوی دیگر نوازنده های ارکستر سمفونیک ما چند سالى است كه با بحران روبرو هستند و نوازندگانى در همین اركستر داریم که برای امرار معاش با وانت، بار جا به جا می کنند! این یک فاجعه است. نگاه نکنید که بعضی از ما کار می کنیم، خیلی از هم صنفان من فرصتهاى شغلى كمى دارند. اینکه خیلی از ما کار نمی کنیم لطمات زیادی به موسیقی وارد می کند. وقتی که به کانون آهنگسازان خانه سینما وارد می شوم، خیلی ها را نمی شناسم زیرا فرصت و مجالی برای کار کردن ندارند. حالا این شرایطی که گفتم را داشته باشید و بیایید به «فردین خلعتبری» و «کارن همایونفر» و «ناصر چشم آذر» و... دستمزد چندصد هزار دلاری بدهید. ارکستر فیلارمونیک لندن و استودیو «ابی رود» را هم در اختیارشان قرار دهید. بعد در این حالت بگویید که آهنگسازان هالیوودی بیایند و در فسیوال هاى ما شركت كنند. آن زمان همه چیز منطق پیدا می کند. با ارکستری که انگیزه دست به ساز بردن ندارد، یک آهنگساز هم افق روشن و امنیت شغلی ندارد پس چگونه می توان دست به رقابتى ناعادلانه زد؟
  *فکر کنم منظور اصلی شما در آن یادداشت «کارن همایونفر» بود. درست است؟ کارن هم یکی از ما است و اگر به این آهنگساز هم پول و امکانات و کپی رایت بدهید آن وقت می توانید او را با یک آهنگساز هالیوودی قیاس کنید.
  * در میان مخاطبان هم این باور وجود دارد که چون آهنگساز صاحب اثر است پس جزو قشر مرفه موسیقی خواهد بود. این مساله را رد می کنید؟ ما یک جمع کوچکی هستیم که در موسیقی فیلم کار می کنیم و دستمزد می گیریم. بخشی از دستمزد خودمان را خرج کار و بخشی دیگر را هم خرج زندگی می کنیم. فکر کنید که صاحب اثر موسیقی هم ما هستیم در حالیکه این مساله در تلویزیون رواج ندارد. زیرا هر اتفاقی در تلویزیون رخ دهد رایت آن برای تلویزیون است. خیلی از دوستان مجموعه آهنگ های خود را با مثلا آن رایتی که برای خودشان است منتشر می کنند. اما بپرسید که هرکدام از این افراد برای واگذاری اثر خود به تهیه کننده و ناشر چقدر پول گرفته اند. آخرین باری که با یکی از این شرکت ها صحبت کردم گفتند که اگر خیلی پول بابت این آثار بدهیم سه تا پنج میلیون است! در هالیوود ساوند ترک فیلم قبل از اکران فیلم منتشر می شود و به فروش می رسد. مخاطبان ابتدا موسیقی فیلم را می خرند و می شوند و بعد به تماشای فیلم می نشینند که تاثیر جالب و عجیبی دارد. مثلا «هانس زیمر» برای موسیقی یک فیلم دستمزد ۴۰ میلیون دلاری دریافت کرد و همه هم گفتند که این یک استثنا بود ولی به هر حال گرفته است. برخی در این موسیقی فیلم هستند که در سال شاید یک سفارش با دست مزدی بین ۵ تا ۱۵میلیون تومان داشته باشند، به نظر شما این به معنی رفاه است؟
  *در آن یادداشت شما در مورد سانسور هم صحبت کردید. آیا تیغ سانسور روی ملودی و آهنگسازی هم هست؟ در اوایل دولت قبلی جریانی در حال شکل گیری بود که من خودم در مخالفت یک یادداشت نوشتم و چندین مصاحبه انجام دادم. قانونی در ارشاد تصویب شد که موسیقی های فیلم باید پیش از اکران مجوز دریافت کنند. این اتفاق یک دفعه باعث شد که همه ما شمشیر از رو بکشیم! که خودشان این قانون را نادیده گرفتند. یا من می خواستم که موسیقی فیلم «میم مثل مادر» را منتشر کنم. سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران درخواست کرد که در آیین بزرگداشت زنده یاد «رسول ملاقلی پور» این سی دی هم منتشر شود. من در سفر بودم و طی تماسی به من گفتند که به موسیقی میم مثل مادر مجوز نمی دهند. گفته بودند که صدای زن در آن استفاده شده است. به همین دلیل برای اولین و آخرین بار به ارشاد رفتم. البته در پرانتز بگویم که ارشاد و واحد موسیقی تلویزیون دو جایی هستند که یک بار و برای آخرین به آنجا رفته ام! به مسئول آنجا گفتم که صدای زنی در کار نیست بلکه کودکان عقب افتاده آسایشگاه می خوانند. پس از اصرار زیاد گفت که سی دی را با هم گوش کنیم. من گفتم که سی دی را بدهید بروم از خیر مجوز گذشتم و پس از اصرارهای فراوان او قبول کردم که سی دی را پخش کند. سه بار از اول تا آخر قطعه را گوش کرد و ناگهان گفت: به خدا داشت! صدای زن داشت!… اساس کار خراب است و برای من سوال این است که یک هیئت هنرمند و موزیسین چگونه به خودشان اجازه می دهند که کار هنرمند دیگری را بررسی کنند. چگونه می شود که یک هنرمند به هنرمند دیگری باید و نباید کند و در مورد کارش  نظر بدهد؟ تعجب می کنم که اساتید ما در تمامی این هیئت ها هستند و خودشان فکر نمی کنند که کسی با خودشان چنین کاری انجام دهد چه حسی خواهند داشت؟ امکان ندارد که هنرمند باشید و بخواهید اثر هنرمند دیگری را قیچی کنید!
  *از یک دهه پیش تا کنون خواننده های زیادی به خارج از کشور رفتند و کاری هم ندارم که کدامشان موفق هستند. امکان دارد که همین کدورت ها باعث شود که شاهد موج مهاجرت آهنگسازان هم باشیم؟ چرا شاهد نباشیم؟ همانطور که تا کنون بعضا مواردی بوده که رفتند باز هم می روند. کمتر آدمی مثل من پیدا می شود که نتواند بیشتر از ده روز دوری از ایران را تحمل کند. نوازنده های درجه یکی داشتم که سالها با آنها کار کردم و به آمریکا رفتند و نیامدند. خلق اثر هنری یک بخشی از کار ما است و جنگیدن با سیستم های مختلف تلویزیون و ارشاد به گونه ای شده است که اگر جنگجو نباشید نمی توانید کار کنید. من هزاران چالش با تلویزیون به دلیل تیتراژهای پایانی سریال ها دارم.
  * به نظر شما موسیقی فیلم و سریال ما الان کجا است و در چه رده ای قرار دارد؟ اینکه ما در موسیقی ضعیف هستیم، طبیعی است. زیرا آموزش موسیقی دقیق و آکادمیک نداریم و اجازه تشویق و ترغیب به یادگیری موسیقی وجود ندارد. وقتی آموزش ها غلط باشد از دل آن چه کسانی بیرون می آید؟ گاهی اوقات برای دانشجویان دانشگاه هنر و معماری ورک شاپ های موسیقی فیلم برگزار می کنم. وقتی برای بچه ها در مورد موسیقی فیلم صحبت می شود همه مبهوت نگاه می کنند. وقتی آموزش ضعیف است طبیعتا تبعات آن دامن گیر همه چیز می شود. اگر بخواهیم خودمان را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم واقعا ضعیف هستیم ولی به صورت فرادی کارهایی را می توان انجام داد که شخصی است. نمی توانیم بگوییم چون سیستم درست است شخصی مثل استاد «کیهان کلهر» الان مشغول فعالیت است. یا اینکه به دلیل درست بودن سیستم من با ساز سه تار در جشنواره انگلیس رتبه دوم را کسب کردم. اینها همه حرکتهای شخصی است و به سیستم ارتباطی ندارد. بین ما و آهنگسازان فیلم مطرح دنیا فرقی وجود ندارد زیرا با برخی از آنها برخورد و یا همکاری داشته ام. اولین باری که وارد استودیو «جاسلین پوک» شدم اصلا احساس کردم که به استودیو خودم وارد شده ام. به من گفتند که مشکلی در بخش صدا وجود دارد و بدون اینکه به پشت یکی از دستگاه ها نگاه کنم فقط یک دکمه را زدم و میکروفون راه افتاد. همه با تعجب نگاه می کردند و برای آنها عجیب بود که مگر می شود در ایران هم چنین امکاناتی داشت. در آنجا دنیاها و دغدغه ها فرق می کند و آهنگساز کار خودش را انجام می دهد و مدیربرنامه ها هم کار خودشان را دنبال می کند. آهنگساز دیگر کاری به دستمزد نوازنده ها و سیستم ممیزی و تهیه کننده ندارد ولی در ایران یک زره بر تن داریم تا خودمان همه اتفاقات را یک تنه درست کنیم.
  **کشور ما از نظر خواننده بسیار ضعیف است**

 
*از آموزش ضعیف گفتید و من ناچارم یکی از مباحث مهم موسیقی پاپ را مطرح کنم. آهنگسازانی در موسیقی پاپ داریم که بیش از ده سال سابقه کار دارند ولی هنوز از ملودی کاور استفاده می کنند و اسم خودشان را می زنند و از آن دفاع هم می کنند! این اتفاق به جز فقدان دانش و علم آکادمیک چه دلیل دیگری می تواند داشته باشد؟ خلاقیت به توان علمی نیست و یک امر درونی است. ممکن است که شما سواد نداشته باشید ولی چیزی را خلق کنید که برای خیلی ها جذابیت داشته باشد. ممکن است که شما خداوندگار علم باشید ولی هرچه خلق کنید مورد توجه قرار نگیرد. کاری ندارم که دوستان چه کار می کنند ولی اعتقاد دارم که جامعه و روح کلی آن روی همه تاثیر می گذارد. مگر استاد «پرویز مشکاتیان» همان استاد مشکاتیان«دستان» و بیداد  و دیگر آثار خاطره انگیز گذشته اش نبود؟ سالها چه بر او گذشت که اثری ارائه نکرد؟ روح زمانه خراب است و این خرابی همه را به فلاتی می رساند که هیچ فراز و نشیبی ندارد.
  *در این بین مخاطبان وظیفه ندارند که خودشان وارد عمل شوند و با بررسی بیشتر مقابل این پدیده بایستند؟ وظیفه بر دوش مردم نیست. آدم هایی را دیده ام که برای رفتن به کنسرت استاد «شجریان» بسیار مشتاق بودند و همانطور هم تمایل زیادی داشتند که به کنسرت «بنیامین» بروند. اینکه می گویم عین واقعیت است . از ایشان پرسیدم که این دو کنسرت چگونه همزمان برای تو جذابیت دارند! جواب قانع کننده ای نشنیدم اما به نظرم وظیفه ما است که اگر جای استاد شجریان هستیم بهترین ها را ارائه کنیم و اگر هم جای بنیامین هستیم به بهترین شکل عمل کنیم.
  *این سوالی که می پرسم شاید کلیشه ای باشد اما می خواهم بدانم واقعا چرا تا کنون به شکل متمرکز وارد موسیقی پاپ نشده اید و یک آلبوم کامل را با خواننده ای همکاری نکردید؟ ببینید دلایل گوناگونی وجود دارد. مثلا زمان برگزاری نظرسنجی سال گذشته سایت «موسیقی ما» به سوالات نگاه کردم و دیدم که خیلی ها را یا نمی شناسم یا آثاری که دارند را گوش نکرده ام. الان اگر دو قطعه پاپ برای من پخش کنید و بگویند کدام خواننده است، واقعا نمی دانم. به همین دلیل بود که به برخی از سوالات آن نظرسنجی پاسخ ندادم زیرا اصلا این حوزه را پیگیری نمی کنم. کشور ما از نظر خواننده بسیار ضعیف است و به مراتب ضعیف تر از موزیسین ها هستند. موزیسین قوی در کشور به غایت بیشتر داریم. اصلا من یک نظریه راجع به این ماجرا دارم و معتقدم که میل به خوانندگی یک DNA معیوب در انسان است! برای اینکه اکثرا تصور می کنند خوب می خوانند در صورتی که خوانندگی ترکیبی از حنجره خدادادی و علم موسیقی است. میل به خواندن دربیشترانسان ها وجود دارد و کاملا طبیعی است. زیرا اولین وسیله تولید صوت برای بشر حنجره اش است. در سریالی کار می کردم و شخصی با من تماس گرفت و گفت خواننده ای سراغ دارم که بی نظیر است. ایشان فرش خانه اش را فروخته است و چهل میلیون تومان هزینه خواهد کرد تا صدایش در تیتراژ این سریال پخش شود. پرسیدم که اگر خواننده بی نظیری است پس چرا فرش خانه اش را فروخته است؟ بیاید من به ایشان دستمزد هم می دهم که رفت و پیدایش نشد. می دانید درایران فرق زیادی بین خواننده معروف و خواننده توانا وجود دارد.
  *با توجه به همین میل به خوانندگی و البته استقبالی که از تیتراژ سریال «جراحت» به عمل آمد آیا قصد ندارید که به شکل حرفه ای وارد این عرصه شوید؟ آقای «محمدمهدی عسگرپور» زمانی که پیشنهاد ساخت آهنگ آن فیلم را مطرح کرد این نظر را داشتند که طعم خفیفی از موسیقی خراسان را هم داشته باشیم. از «عبدالجبار کاکایی» درخواست کردم که شعری برای آن فیلم با توجه به خط داستان بنویسد که خیلی خوب از آب در آمد. یک پنج ضربی براساس تم خراسانی ساختم و خودم ماکت را خواندم. چندین خواننده آمدند و اتود هایی ضبط شد که همه از حس و حالی که دنبالش بودم دور بود. بالاخره ترکیبی از صدای خودم به ناچار و خوانندگی خوب «حمید رضا ترکاشوند» رسیدم. خیلی وقت ها پیش می آید که بدون توجه به خواننده کاری را می سازید و بعد می بینید که برایش خواننده ای ندارید. معضل کارهمین جا است که ناچار می شوم اساس فکر خودم را کنار بگذارم و خودم را در قالب خواننده قرار دهم. اصلا راضی به خواندن جراحت نبودم زیرا از آن دسته آهنگسازانی هستم که دوست ندارم وارد عرصه خوانندگی شوم.
  **خوشحال بودم که تندیس «موسیقی ما» را از دست کارشناسان موسیقی دریافت کردم**

 
*سال پیش در اولین جشن سالانه «موسیقی ما» موفق به کسب تندیس بهترین قطعه موسیقی تلفیقی شدید. این تندیس چه نقشی در ادامه روند کاری شما داشت؟ یاد گرفته ام که اگر کسی از من تعریف کرد نشنیده بگیرم و اگر هم کسی انتقادی داشت به گوش جان بشنوم. این جوایز برای من قابل احترام و خوب است اما تاثیری در روند کاری من ندارد.
  *امسال به دلیل اینکه قطعه یا آلبومی را منتشر نکردید در بین نامزدها حضور ندارید اما می خواهم بدانم باز هم برندگان را در سالن تشویق می کنید؟ به دلیل اینکه اصلا دنبال کسب جایزه و تندیس نیستم امسال هم برندگان را تشویق خواهم کرد و برای آنها آرزوی موفقیت دارم. در جشن خانه سینما وقتی موسیقی فیلم میم مثل مادر نامزد شده بود مرحوم ملاقلی پور با من تماس گرفتند و گفتند که قرار است فیلم را از مسابقه بیرون بکشند و من برای تو و «گلشیفته فراهانی» و «شاهپور پورامین» ناراحت هستم. شما زحمت زیادی را متحمل شدید و حق شما ضایع می شوید. به ایشان گفتم که مطمئن باشید این فیلم در ذهن همه جاری می ماند و خوشحال هستم که همه از موسیقی میم مثل مادر به نیکی یاد می کنند و ماندگاریش به تندیس ها نیست. نکته مثبت جشن «موسیقی ما» تصمیم گیری توسط مردم و کارشناسان بود. ولی اوضاع در سینما خراب تر است زیرا یک سری آدم سیاست زده اسم هایی را می نویسند و یا اگر هم سیاست زده نباشند در لحظه آخر سیاستی می آید و اسم هایی که آنها نوشته اند را عوض می کند! خوشحال بودم که تندیس «موسیقی ما» را از دست کارشناسان موسیقی دریافت کردم.
  *این نظرسنجی و جشن چه تاثیری در روند کلی موسیقی کشور دارد؟ بدون شک این برنامه برای موسیقی های مستقل تاثیر ویژه ای دارد و در این شرایط که برای افزایش انگیزه هنرمندان هیچ چیز وجود ندارد، فعالیت های سایت «موسیقی ما» می تواند یک اتفاق باشد. به شرطی که استقلال خودتان را حفظ کنید و زیر چتر سیاست نروید.
  *یکی از انتقاداتی که به سیروس مقدم مطرح می شود که در سالهای اخیر سریال های متعددی داشته است و با وجود تنوع موضوعی به ورطه تکرار گرفتار شده است. در نوک پیکان این انتقادات به جز او چند نفر دیگر از عوامل ثابت فیلم هایش مثل شما هم حضور دارید. چه پاسخی برای این انتقاد دارید؟ خود شما به عنوان یک فعال رسانه ای این موسیقی ها را در کنار هم بگذارید و تک تک آنها را گوش کنید. اگر واقعا تکراری در آنها وجود داشت می توانید این انتقاد را تایید کنید. حتی این پیشنهاد را برای خوانندگان این مصاحبه هم دارم.
  *فکر می کنید هنوز با سیروس مقدم حرف جدیدی برای گفتن دارید؟ سیروس مقدم پر است از ایده های نو اما سالها است که به ایشان اصرار دارم یک اثر سینمایی بسازد و مطمئن هستم می توانیم اتفاقات جدیدی را رقم بزنیم.
  *امکان دارد که روزی از کار آهنگسازی دست بکشید؟ ممکن است روزی کارهای من خروجی نداشته باشند و به گوش مردم نرسد ولی هرگز آهنگسازی را کنار نمی گذارم چون اتفاقی کاملا درونی و توقف ناپذیر است.
  *سقف آرزوها و مهمترین هدف شما چیست؟ مهمترین هدف من این است که بتوانم خودم  را در هرکاری که انجام می دهم کامل تر کنم و این بزرگترین آرزوی من هم هست. این تکامل می تواند در شکل های مختلف صورت بگیرد. ممکن است کار کردن با یک ارکستر بهتر یا کار کردن در یک استودیو پیشرفته تر باشد. این موارد همگی می توانند در جهت آن تکامل باشد.

  *جدی ترین رقیب شما در آهنگسازی فیلم و سریال چه کسی است؟ حس رقابت با کسی را ندارم.
  *یعنی دست نیافتنی هستید؟ خیر. من با کسی رقابت ندارم و در حین انجام هیچ کاری به این فکر نمی کنم که این موسیقی باید در بین مردم خوشایند شود یا مورد توجه موزیسین ها قرار گیرد. همیشه وقتی ساختم خودم بودم و حس خودم. وقتی شکایت هجران و میم مثل مادر یا مرو ای دوست را کار می کردم به دوست داشتن مردم فکر نمی کردم و وقتی خودم راضی بودم مردم هم دوست داشتند. تا وقتی که خودم ناراضی باشم کاری را بیرون نمی دهم.
  *یک قطعه را برای من نام ببرید که برای شخص خاصی ساخته اید ولی هیچ کجا عنوان نکردید که این اثر برای او است؟ تا به حال برای کسی قطعه ای نساخته ام که گفته باشم یا نه !
  *و اینکه این روزها مشغول آهنگسازی کدام فیلم و سریال ها و احیانا کدام آلبوم ها هستید؟ مشغول پیش تولید کاری بر اساس موسیقی نواحی هستم که در آینده بیشتر در موردش صحبت خواهم کرد.


منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما


نویسنده: وحید لشکری


تاریخ انتشار : سه شنبه 20 خرداد 1393 - 16:45


آهنگ های مشابه

آهنگ معروف نیستم
آهنگ معروف نیستم
احمدرضا شهریاری
آهنگ زیادی
آهنگ زیادی
مرتضی پاشایی
آهنگ عشق وجود داره
آهنگ عشق وجود داره
محمد احمدوند
آهنگ معروف
آهنگ معروف
وحید حاجی تبار
آهنگ عشق زیادی
آهنگ عشق زیادی
مسعود نیک خواه
آهنگ پاییز تنهایی
آهنگ پاییز تنهایی
احسان خواجه امیری
آهنگ وکاپلا
آهنگ وکاپلا
میلاد عمرانلو
آهنگ بوسیدن روی ماه
آهنگ بوسیدن روی ماه
محمد اصفهانی

ارسال دیدگاه
آهنگ های جدید
در حال پخش
دانلود آهنگ عاشقونه دوست دارم دانلود آهنگ راه خدا دانلود آهنگ صبح فروردین دانلود آهنگ زائر بهار دانلود آهنگ همین حوالی دانلود آهنگ یه هفته به عید دانلود آهنگ نوشتمت دانلود آهنگ سلام دانلود آهنگ سر به هوا دانلود آهنگ عشقای امروز دانلود آهنگ امیر قدیری دانلود آهنگ رنگ فردا دانلود آهنگ بهونه دانلود آهنگ سعيد نوروزي دانلود آهنگ هفت سین دانلود آهنگ دل من آرومه دانلود آهنگ جلال کریمی دانلود آهنگ نگو میری دانلود آهنگ مسعود حیدری دانلود آهنگ هفت سین نمی چینم دانلود آهنگ پایان دانلود آهنگ مسعود تویسرکانی دانلود آهنگ خداي عاشقان دانلود آهنگ داوود بهبودي دانلود آهنگ علیرضا فرد دانلود آهنگ فاصله دانلود تصنیف برادران پورناظری دانلود تصنیف جدید دانلود سه تصنیف دانلود سه تصنیف استاد محمدرضا شجریان دانلود آهنگ جواد حسین زاده دانلود آهنگ شاپرک متن آهنگ جدید مرتضی پاشایی به نام عشق من متن آهنگ جدید مرتضی پاشایی به نام ماه من دانلود آهنگ می خوام بگم دانلود آهنگ تقصیر متن آهنگ جدید مرتضی پاشایی به نام تقصیر دانلود آهنگ می میرم دانلود آهنگ چطور دلت اومد بری متن آهنگ جدید مرتضی پاشایی به نام چطور دلت اومد بری دانلود آهنگ قصه عمر دانلود آهنگ محسن اسماعیلی دانلود آهنگ چشمان خیس خندیدن دانلود آهنگ بارسوم دانلود آهنگ بوی عید دانلود آهنگ راستین وقاری دانلود آهنگ رسول مقدم دانلود آهنگ گلایه دانلود آهنگ ابولفضل اسماعیلی دانلود آهنگ جونمو میدم